کروبی


آخرین به روزرسانی:
کروبی


         ریشه‌ی پیشاسامی «*کرب» در اصل معنای «اضطراب و دغدغه» را می‌رسانده، ولی معنای آن به «بخشودن، برکت دادن» تعمیم یافته است. مشتق‌های این ریشه در زبان‌های باستانی ایرانی به شکل‌های گوناگون دیده می‌شود: «کاریبو/ کَرابو» (شفیع) و «کَربیبو» (آمرزیدن) اکدی، כְּרוּב (کِروب: فرشته) عبری، ܟܪܘܒܐ (کروبا: فرشته) سریانی، «کروبا» (فرشته) سغدی، քերովբէ (کِروُوْبِه: فرشته) ارمنی کهن. ኪሩብ (کیروب: فرشته) حبشی امهری هم از همین ریشه برآمده است.

         این بن در زبان‌های زنده‌ی ایرانی به این واژگان انجامیده است:‌ «کروبی» و «کروبیان» پارسی، «کئرُوبِه» (فرشته) ارمنی، «کَروبیّ» (فرشته) عربی، نام شاه کهن یمنی «ملکی کرب» نیز از همین‌جا آمده و این عنصری رایج در نام‌های شخصی یمنی بوده است.

         واژه‌ی «کروبی» در تورات نام فرشتگانی بالدار است و از مجرای عهد عتیق و دین مسیحیت جهانگیر شده است. صورت‌های دیگر آن را در این زبان‌ها می‌بینیم: ceroub‌ (خِروب) یونانی، херовимъ (خِروویمو) اسلاوی کهن کلیسایی، cherub لاتین متاخر، cerubin انگلیسی کهن، cherovum’ بلغاری کهن، cherub انگلیسی و آلمانی و هلندی، cherubi کاتالان، cherubin فرانسوی، cherubino ایتالیایی، cherubim پرتغالی، querubin اسپانیایی، херувим (خِروویم) روسی، 

         این واژه در شعر و ادب پارسی هم به کار گرفته شده است:

سنایی غزنوی: «هرکه دارد آشنایی با همه کروبیان               تخت همت باید از عیوق برتر داشتن»

سعدی شیرازی: «به تهدید اگر برکشد تیغ حکم           بمانند کروبیان صم و بکم»

مولانای بلخی: «چو نقش را تو بروبی خلاصه‌ی آن را  فرشتگی دهی و پر و بال کروبی»

حافظ شیرازی: «درون خلوت کروبیان عالم قدس                 صریر کلک تو باشد سماع روحانی»