کشیش


آخرین به روزرسانی:
کشیش


         ریشه‌ی سامی «*قشش» به معنای «پیر، مهتر» در زبان‌های ایرانی چندان شاخه‌زایی نکرده و مهم‌ترین مشتق‌اش «کشیش» است که در پارسی و ترکی و اردو رواج دارد. این واژه در سایر زبان‌های ایرانی به این صورت‌ها دیده می‌شود: «کیشیش» پهلوی، ܩܫܝܫܐ (قَشیشا) و ܩܫܝܫܬܐ (قَشّیشْتا: شکل مؤنث) سریانی، «قِسّیس» عربی، Քեշիշյան (کِشیشْیان) ارمنی. این شکل اخیر که امروز در ارمنی باقی مانده در پارسی قدیم رواج داشته و مثلا در شعر نظامی بیشتر به این شکل دیده می‌شود. حدسم آن است که بخش اول عبارت «قس علیهذا» هم از همینجا آمده باشد.

معنای سالخوردگی هم در این کلمه باقی بوده و اغلب چنین دلالتی هم داشته است. در حدی که گاه مطلقا سالخورده و مهتر معنی می‌داده و مثلا سعدی آن را همچون صفتی برای مغان هم به کار گرفته است. این کلمه را در اشعار پارسی با بسامدی به نسبت کم می‌توان یافت:

نظامی گنجوی: «ز خارا بود دِیری سال کرده            کشیشْیانی بدو در سالخورده» 

خاقانی شروانی: «کشیشان را کشش بینی و کوشش               به تعلیمِ چو من قِسّیس دانا»

سعدی شیرازی: «مغان گرد من بی‌وضو در نماز                 کشیشانِ هرگز نیازرده آب»

مولانای بلخی: «عارفی پرسید از آن پیرِ کشیش          که تویی خواجه مسن‌تر یا که ریش؟»

سلمان ساوجی: «به نزد بحر دیری دید مینا                        کشیشی پیر چون کیوان در آنجا»