«کمد» در پارسی از commode فرانسوی یا комод (کُمُد) روسی به همین معنا وامگیری شده و این بازماندهی واژهی لاتین commodus است که خود از دو بخش com (باهم) و modus (سنجیدن، اندازه، از ریشهی هندواروپایی *med) تشکیل شده و «راحت، دوستانه، آسان» معنی میدهد. از این بن لاتینی چنین کلماتی در زبانهای اروپایی زاده شدهاند: commode (گنجه) فرانسوی و انگلیسی و آلمانی، comodo (آسان، راحت) اسپانیایی و پرتغالی، comodo (آسان، راحت) و commodino (گنجه) ایتالیایی، commodious (جادار، راحت، دمدستی) و accommodate (جا دادن، جور کردن؛ ۱۷۷۱م.) انگلیسی، accommoder (جا دادن، چیدن) فرانسوی، commode (گنجه) دانمارکی و نروژی، kommod (گنجه) سوئدی،
«کمد» در اوایل عصر پهلوی در پارسی وامگیری شده و بنابراین در متون کلاسیک ادبی وارد نشده است.