ریشهی پیشاهندواروپایی «*gnebʰ» به معنای «فشار دادن، محکم کردن» از بن پیشاهندواروپایی «*gen» (نیشگون گرفتن، با ناخن گرفتن) مشتق شده و در زبانهای کهن اروپایی چنین کلماتی را پدید آورده است: hnappr (دکمه، برجستگی) نُردیک کهن، cnep/ cnæp/ cnæpp (دکمه، برجستگی) و clyppan (بغل کردن، به خود فشردن) انگلیسی کهن، kanppe (ضربه) و knappen (ضربه زدن، گاز گرفتن، تلنگر زدن) و knobbe (گرهی ساقهی درخت، گره) و clippen/ clepen (بغل کردن، فشار دادن) انگلیسی میانه، knobbe (گرهی ساقهی درخت، گره) و klimpen (فشردن، چلاندن) آلمانی میانه، kleppa/ klippa (بغل کردن) فریزی کهن،
در زبانهای زندهی اروپایی از این بن چنین واژگانی را میشناسیم: knap (ضربه زدن، تلنگر زدن) و knop/ knob (دکمه، برجستگی) و clip (گیره) و clips (سنجاق مو، گیرهی کاغذ) انگلیسی، kneppe (بشکن زدن، ضربهی ناگهانی) دانمارکی، knippen (با گیره گرفتن، پشم چیدن، کش رفتن) و knijpen (نیشگون گرفتن) و knoop (دکمه) هلندی، kneppa (چلاندن، به هم چسباندن) نروژي، Knubbel (دکمه) و Knubbe (برجستگی) و Knauf (دستگیرهی در، دستگیرهی قلنبه) و Knopf (دکمه، گره) آلمانی،
از بین این واژگان «کلیپس» (گیرهی مو) و «کلیپ» (بریدهی فیلم) در پارس نو وامگیری شده است.
این بن در زبانهای آریایی به «*کْنِف» تبدیل شده و چندان زایا نبوده است. این ریشه در پارسی «کنفت/ کنف» را ایجاد کرده به معنای «شرمنده، خیط» و بر این مبنا «کنفت کردن» و «کنفت شدن» پدید آمده است که در این معنا عوامانه بوده و در شعر و ادب پارسی به کار گرفته نشدهاند. معنای اصلی این واژه یعنی «گره» در بیتی از انوری یافت میشود:
انوری ابیوردی: «چشمهی تیغ بیکفت آب مباد در زلف زره بیکنفت تاب مباد»