کولی‌بازی


آخرین به روزرسانی:
کولی‌بازی

 

ریشه‌ی پیشاهندواروپایی «*ku/ *keu» به معنای «صفیر، فریاد، زوزه» احتمالا در شکل اصلی‌اش نام‌آوا بوده است. این بن چندان زایا نبوده و در زبان‌های کهن اروپایی واج اول آن از «ک» به «ه» تحول یافته و این مشتق‌ها را به دست داده است: ololuzein (اُلُولوزِئین: زوزه کشیدن) یونانی، ulutationem (زوزه) و ululare (زوزه کشیدن) لاتین، [احتمالا] ugla (جغد) نُردیک کهن، *hulian (زوزه کشیدن) و ule (جغد) و uf/ huf (جغد شاخدار) انگلیسی کهن، hulen (زوزه کشیدن) و oule (جغد) انگلیسی میانه، *hulon (زوزه کشیدن) ساکسونی کهن، hūlōn/ hūwilōn (زوزه کشیدن) و uwila (جغد) آلمانی کهن، gule (زوزه کشیدن) و ule (جغد) فریزی غربی، hulen (زوزه کشیدن) و uil (جغد) هلندی میانه، uller/ ouler (زوزه کشیدن) فرانسوی کهن، uileliugh (مویه، شیون) گالی، 

         در زبان‌های اروپایی نو از این ریشه چنین کلماتی را سراغ داریم: howl (زوزه؛ اوایل قرن سیزدهم) و howler (زوزه‌کش؛ ۱۸۰۰م.) و owl (جغد) و ululation (شیون، نعره؛ ۱۵۹۰م.) انگلیسی، howl (زوزه) اسکات، hyle (زوزه) و ugle (جغد) دانمارکی و نروژی، hyla (زوزه) و uv (جغد شاخدار) سوئدی، huilen (زوزه کشیدن) و uil (جغد) هلندی، heulen (زوزه کشیدن) و Eule (جغد) آلمانی، huil (زوزه) آفریکانس، uliuoti (زوزه کشیدن) و kaukti (پارس کردن) لیتوانیایی، úpět (زوزه کشیدن) چک،

         در زبان‌های آریایی این بن در شکل اولیه‌اش باقی مانده و به ریشه‌ی «*کَود» منتهی شده که همین معنای «بانگ برداشتن، پارس کردن، زوزه کشیدن» را می‌دهد. با این حال تحول واج اول به «ه/أ» را هم گاهی می‌بینیم. از این ریشه در زبان‌های باستانی ایرانی این کلمات را سراغ داریم: imiYyfu (اوفْیِیْمی: زوزه کشیدن، نعره زدن) اوستایی، «کاوتی» (جیغ کشیدن، فریاد زدن) و «کوجَتی» (زاری کردن، نالیدن) و «اولولیهْ» (زوزه) و «کُکَه» (گرگ) سانسکریت

         در زبان‌های ایرانی نو این بن در شکل «قولا» (زوزه‌ی گرگ) در پشتو باقی مانده است. در پارسی قدیم هم «کولیدن» (پارس کردن، بانگ زدن) را داشته‌ایم. جدای اینها حدس می‌زنم «کولی‌بازی» و شاید «کولی» از همین‌جا آمده باشد، و این شاید اشاره‌ای خواردارنده به حرفه‌ی اصلی کولی‌ها یعنی آوازخوانی بوده باشد. منشی‌زاده نوشته که «کولی» تحریفی از «کابلی» است. این حدسی پذیرفتنی است، چون آنجا اولین مرکز سازماندهی و انتشارشان در دوران ساسانی بوده است. پیشنهاد دیگر آن است که این کلمه ریشه‌ی تامیلی داشته باشد و از اسم قبیله‌ای (کُلی) در گجرات گرفته شده باشد. اینها همه ممکن است، و در کنارشان خویشاوندی با «کولیدن» هم بدیلی محتمل را به دست می‌دهد. 

مشتق‌های این ریشه در شعر و ادب پارسی رواجی نداشته‌اند. تنها کلمه‌ی «کولی» را در شعر معاصر برخی از شاعران به کار گرفته‌اند که در میان‌شان به ویژه سیمین بهبهانی اهمیت دارد:

« نحیف شد کولی ز غصه چون سوزن          چو دانه‌اش چندیبه خاک مدفن بود

بهار شد کولیزخاک سر برکرد                  به گونه‌ی کاجیکه غرق سوزن بود»