«گالش» در پارسی معنای «دمپایی، کفش ضد آب» را میرساند و به احتمال زیاد از روسی وامگیری شده است. این واژه در زبانهای اروپایی به صورتهای مختلف دیده میشود و همواره به نوعی کفش اشاره میکند: galoche فرانسوی کهن و انگلیسی میانه، Galosche آلمانی، galoshe انگلیسی، galoche فرانسوی و دانمارکی، galošeچک، galoșرومانیایی، galosch سوئدی، caloscia/ galoscia ایتالیایی،
نلدکه معتقد بود این واژه از kalopodion (کالُپُودیُون: قاب کفاشی) یونانی وامگیری شده و بنابراین با «قالب» همریشه است. اما این برداشت نادرست بوده و اصل آن کوتاه شدهی عبارت لاتین solea Gallica است که یعنی «کفش گُلها، سندل فرانسوی».
«گالش» بیشتر در مناطق شمالی ایران و زبانهای اطراف دریای خزر رواج دارد. نام «سیاگالش» هم از اینجا آمده که موجودی اساطیری و جنگلی و نگهبان حیوانات است.
این کلمه را تا جایی که دیدهام فقط یک بار ادیبالممالک فراهانی در شعر پارسی به کار گرفته است:
«ز گالش و کروات و فکل تو پنداری برون زاست فرنگی شد آن فرنگ مآب»